| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
باغ مظفر
سلام به همگی
ممنون از دوستانی که نظر میدن و تو نظرسنجی شرکت می کنن.
خوب با سریال جدید مهران مدیری چه می کنید؟ من بیچاره که چون ایران نیستم مجبورم این سریال رو از اینترنت دنبال کنم. به نظر من سریال جالبیه. البته هنوز داستان و شخصیتها جا نیوفتادن ولی بدون شک حتما رفته رفته بهتر میشن. همه میدونیم که کارهای آقای مدیری همیشه جزو بهترینها بوده و هست. پس حتما این کار ایشون هم مثل کارهای قبلیشون ماندگار خواهد بود. دوستان لطفا تو این پست نظراتتون رو درباره سریال باغ مظفر و شخصیتهای این داستان بگید و لطفا تو نظرسنجی هم شرکت کنید. منتظر نظراتتون هستم
|+| نوشته شده توسط سحر در Mon 11 Dec 2006 و ساعت 13:56 |
گزارشی از سریال باغ مظفر
سلام دوستان گلم
داشتم گزارش سریال باغ مظفر رو از روزنامه جام جم می خوندم که گفتم بذارم تو وبلاگ که شما هم بخونید. نظر فراموش نشه! وقتي زمان در «باغ مظفر» متوقف مي شود
از در کوچک آهني که وارد مي شوي ، يک باغ بزرگ با چند رديف درخت کاج در گوشه و کنار مي بيني. آن بالا، عمارت اصلي خانه نشسته است که از بيرون خيلي شيک و امروزي به نظر مي رسد. امتحان عشقه! تصويربرداري اين سکانس را جواد اصلاني که سوئيچ تصاوير را به عهده دارد، به دلايلي قطع مي کند. اما هر بار بعد از رفع نقايص کار تصويربرداري ادامه مي يابد. سکانس بعدي مربوط به بعد از نوشتن فهرست بلند بالا به وسيله کامران است. نازي: ]برگه اي در دست دارد و با شوق آن را مي خواند[ چرا اينو قرمز نوشتي؟ کامران: کدومو؟ نازي: باميه رو. کامران: اوه ، اوه. از باميه متنفرم. منفورترين چيز در زندگي ام باميه اس ؛ حتي از جنگ جهاني دوم. نازي: راست مي گي؟ کامران: اوهوم. نازي: اينو فروغ هم مي دونه؟ کامران: آره ، چطور؟ نازي: مي خوام امشب خورشت باميه درست کنم. کامران: [مي خندد و سعي مي کند نشان دهد چيز مهمي نيست] نازي تو خيلي بامزه اي! نازي: نه ، جدي مي گم. من امروز خورشت باميه درست مي کنم. تو هم زحمت مي کشي ، همه شو با اشتها مي خوري. کامران: اصلا نمي تونم بهش فکر کنم! نازي: اگه منو دوست داري ، بايد اونو بخوري. اين امتحان عشقه. فهميدي؟ متن هاي اين سريال از سوي محراب قاسم خاني ، اميرمهدي ژوله ، خشايار الوند و حميد برزگر نوشته مي شود و پيمان قاسم خاني هم سرپرستي نويسندگان سريال را به عهده دارد. قاسم خاني در طول تصويربرداري سکانس ها با مديري درباره موضوعات مختلف مشورت مي کند و در شکل گيري بهتر طنزها حضور پررنگي دارد. اين بار او و گروه نويسنده اش آدمهايي را دستمايه کار قرار داده اند که دن کيشوت وار به يک دوره تاريخي چسبيده اند و جرات بيرون آمدن از پيله زماني خود را ندارند. صحنه ديگري که تصويربرداري مي شود، سر ميز شام و ادامه دعواي اين دو زن است که جورش را بايد کامران بکشد. کامران در اين صحنه با حالت تصنعي سعي مي کند نشان دهد چقدر از خوردن خورشت باميه مشعوف است و اين در حالي است که کل کل نازي و فروغ السلطنه ادامه دارد. فروغ السلطنه: [به برادرش کامران] تو که از خوردن خورشت باميه متنفر بودي ؟ نازي: [پيروزمندانه] گفتم که اين غذارو دوست داره. دست پخت شمارو دوست نداشته ، فروغ خانم. فروغ: [حرص مي خورد] نه کلا از اين غذا متنفر بوده. نازي: مي بيني چطور غذا مي خوره؟ دست پخت من حرف نداره يک هيچ. فروغ السلطنه: نخير، يک دو. [عصباني از سر ميز بلند مي شود و به حالت قهر مي رود.] کامران: [فرصت پيدا مي کند نفس بکشد] مي شه ديگه نخورم؟ نازي: نه ، ممکنه برگرده! کامران: ديگه داري خيلي روي آي کيوش حساب مي کني! مهران مديري علاوه بر ايفاي نقش خان مظفر، در نقش راوي نيز ظاهر شده است که به تسهيل روايت صرف تصويري کمک مي کند و علاوه بر آن ، مخاطب به حس قصه گويي مجموعه نيز بيشتر نزديک مي شود. صحنه ديگري که قرار است جلوي دوربين برود، به دعواي اين خواهر و برادر يعني کامران و فروغ السلطنه مي پردازد. فقط اين توضيح لازم است که کامران بجز باميه ، به کلم پلو و سالاد کلم هم بشدت حساسيت دارد و از آن بيزار است. حيف نون با صداي بلند براي خودش مي خواند که يکباره کامران سر و صداکنان از دستشويي بيرون مي آيد. صداي کامران: حيف نون! حيف نون! تو به چه جراتي؟ [با ديدن چهره برافروخته فروغ السلطنه ساکت مي شود.] فروغ السلطنه: فکر کردي با بچه طرفي خان کامران ميرزا؟ کامران: حالتون چطوره؟ خوب هستين؟ فروغ السلطنه: قضيه خورشت باميه چي بود؟ کامران: اوه ، خورشت باميه. فروغ السلطنه: ببر نفستو! تو منو، خواهر تو، به نقشه پليد اون دختره بي اصل و نصب فروختي؟ به يک تازه وارد؟ کامران: فروغ بانو، راجع به زن من درست صحبت کنيد، اگر مي شه. فروغ السلطنه: حرف نزن. دست از سرم وردار. فکر مي کردم سايه برادر تا قيام قيامت بالاي سرمه. نمي دونستم که درخت اغيار شدي و ما تنها در آفتاب تموز! کامران: فروغ بانو، هر وقت ادبي حرف زدي ، دل من مي لرزه. من قصد اذيت کردن شمارو ندارم. نازي هم دختر بدي نيست. ته دلش فکر نمي کنم چيزي باشه. فروغ السلطنه: راست مي گي کامران؟ کامران: بله! بله! فروغ السلطنه: پس از امشب شام جايي نمي ري. مي خوام کلم پلو درست کنم ، با سالاد کلم! کامران: [اعصابش به هم ريخته ، مي خواهد گريه کند!] با من اين کارو نکنين! اون باميه ، تو کلم! فروغ السلطنه: [با تحکم] اگه يه دونه برنج بمونه ، اون ديسو فرو مي کنم تو حلقت! جلوي نازي خانمت صداتم در نمي آد؟ برادر عزيزم! و مي رود. کامران نزديک است گريه کند. جواد رضويان بازيگري است که نامش در ميان بازيگران اين سريال آمده ، اما هنوز بازي او آغاز نشده. او امروز به محل تصويربرداري آمده و همين فرصتي شده تا عوامل با او خوش وبشي بکنند. به هر حال حضور او و همکاري اش با کارگردان شناخته شده اي مثل مهران مديري مي تواند اين اميد را به مخاطبان آثار طنز تصويري بدهد که در انتظار يک اثر خوب باشند. باغ مظفر به تهيه کنندگي زوج موفق تلويزيوني يعني مجيد و حميد آقاگليان در 45 قسمت براي گروه فيلم و سريال شبکه 3سيما آماده مي شود. وقتي مخاطب امروز، طنزهايي چون پاورچين ، نقطه چين ، شبهاي برره و... را از اين گروه ديده و خصوصا که اين شبها تلويزيون کار طنزي ندارد، آدم مي تواند اميدوار باشد که طنزي بهتر و جذاب تر خواهد ديد.
منبع: جام جم |+| نوشته شده توسط سحر در Wed 6 Dec 2006 و ساعت 12:56 |
سریال جدید مدیری
سلام دوستای خوبم
ببخشید که انقدر دیر به دیر آپ می کنم. سعی می کنم از این به بعد وبلاگ رو بروز نگه دارم. باغ مظفر
شخصيت اصلى داستان طنز “باغ مظفر”به کارگرداني”مهران مديري” بر اساس شخصيت”دن کيشوت”تعريف شده است.
داستان اين مجموعه 45 قسمتى درباره دوتن ازنوادگان خانهاى تهران است که دريک باغ ودرمجاورت هم درتهران امروز زندگى مى کنند.زندگى آرام وبسته آنها با ازدواج پسرمظفرخان با دخترى از يک خانواده معمولى و امروزى و ورود عروس جديد به اين باغ ماجراهايى راپديد مىآورد. تکيه اصلى داستان برتضاد فکرى ميان شخصيتهاى اصلى بايکديگر و نوع نگاه مظفرخان نسبت به مسائل اجتماعى وخانوادگى است که به نوعى تداعى کننده داستان معروف “دن کيشوت”است.اين تضادها وکشمکشها هستند که موقعيتهاى خنده دارى را براى مخاطب پديدمىآورند . در اين سريال بازيگرانى چون مهران مديرى - سيامک انصارى - نادرسليمانى - جوادرضويان و... به ايفاى نقش مىپردازند.
|+| نوشته شده توسط سحر در Sat 2 Dec 2006 و ساعت 12:55 |
|
درباره وبلاگ
![]() استاد مهران مدیری کارگردان و بازیگر تئاتر, سینما و تلویزیون
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
مرداد 1388مرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 اردیبهشت 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 پيوندها
مهران مدیری بنیانگذار طنز نوین طرفداران فرزاد حسنی عشق سینما طنز در تلویزیون و سینما تئاتر ایران سریالهای ایرانی مهران مدیری ستاره ها قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی فروشگاه اينترنتی 30دی خبر نامه
نظر سنجی
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |