تبليغاتX
به وبلاگ مهران مديري خوش ويامديد. لطفا از خودتون لطف دربکنيد و نظر وديد استاد مهران مدیری
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
خدايا مديري و دوستانش را از ما نگير
مطلبی درباره سریال باغ مظفر از روزنامه اعتماد

خدايا مديري و دوستانش را از ما نگير
 
 
 
مجتبي پورمحسن

مهران مديري و دار و دسته اش بار ديگر به تلويزيون برگشته اند تا شب هاي زمستاني مردم ايران را پر کنند. احتمالاً شب يلداي امسال در کنار آجيل و ميوه و فال حافظ، «باغ مظفر» مهمان مشترک همه خانه هاي ايراني بود. بيش از يک دهه است که مديري سردمدار برنامه هاي طنز تلويزيوني است و در اين سال ها فراز و نشيب بسيار داشته است اما در حالي که گروه هاي طنز بسياري به تلويزيون آمده اند و کارشان گرفته نگرفته نتوانستند همگام با سليقه مخاطب پيش بيايند مهران مديري هميشه توانسته رگ خواب مخاطبش را به دست داشته باشد. او اگرچه چندبار به خاطر ساخت برنامه هاي ضعيف از خودش فاصله گرفت اما غالباً خيلي زود متوجه نقص کار خود شده و با مجموعه يي قوي خاطره کار ضعيفش را از ذهن تماشاگر پاک کرده است. باغ مظفر را اما مي توان يکي از بهترين آثار مهران مديري دانست. اين کارگردان باتجربه در مجموعه هر شبه اخيرش يک سروگردن بهتر از کارهاي قبلي اش نشان داده است. به دلايل متعدد «باغ مظفر» بهترين تجربه مديري و دار و دسته اش است. در زير به صورت اجمالي به اين دلايل مي پردازيم.

نوآوري در قصه

پس از تجربه موفق «پاورچين» و سريال نسبتاً ناموفق «نقطه چين»، «شب هاي برره» اين گمان را تقويت کرد که شايد گروه نويسندگي مديري به سرپرستي پيمان قاسم خاني به تکرار رسيده اند و توان خلق قصه جديدي را ندارند. فاصله کوتاهي که از نظر زمان پخش بين سريال هاي اين گروه وجود داشت سبب مي شد امکان بازيابي ذهني و بروز خلاقيت به حداقل برسد. اما در مجموعه «باغ مظفر» گروه نويسندگي سوژه بکري را انتخاب کردند. آنها بالاخره «برره» را کنار گذاشتند و اين بار دوره زماني رئاليستي تري را انتخاب کردند. اگرچه «باغ مظفر» سرشار از تناقضات زماني است (که به آن خواهيم پرداخت) انتخاب دوره قاجار وجه فرهنگي کار را بيشتر کرده است. دوره قاجار از يکسو دست نويسندگان را براي انتقاد باز گذاشته و از سوي ديگر خصوصيات اخلاقي شاهان و خان ها در دوره قاجار چنان بوده که قابليت به طنز کشيدن دارند. از نظر ساختاري نيز قصه «باغ مظفر» با کارهاي قبلي متفاوت است. معمولاً در کارهاي مديري در چند قسمت اول شخصيت ها معرفي مي شدند و بعد در هر قسمت براي آنها اتفاقاتي مي افتد که قصه مخصوص به همان قسمت را خلق مي کند. اما در «باغ مظفر» قصه به صورت سريالي و نه مجموعه يي دنبال مي شود. يعني سرنوشت «مظفرخان»، خان قلهک و پسرعمويش «منصور» و باغي که آنها دارند در تمام قسمت ها سوژه اصلي سريال است. نکته ديگر فاصله گرفتن از تکيه کلام هاي مرسوم برنامه هاي طنز است. با توجه به اينکه قصه در دوره قاجار مي گذرد سعي شده که فاصله گذاري بين دوره قاجار و فضاي امروزي ايجاد طنز کند. تماشاي چهره مهران مديري در نقش «مظفرخان» که همچون شاهان قاجار تمام حرف هايش را در صيغه جمع بيان مي کند به اندازه کافي خنده آور است. در سريال «باغ مظفر» شخصيت ها داراي بار تاريخي هر چند طنزآميز هستند. قراردادن باغي متعلق به دوره قاجار در تهران امروزي پارادوکسي است که توانسته پتانسيل مناسبي براي شکل گيري قصه يي طنز باشد. اما اين تناقض سبب نشده به جايگاه تاريخي تيپ هاي مورد استفاده شده خدشه يي وارد شود. «حيف نان» و «پسته» نمونه بسيار خوبي از تيپ نوکران دوره قاجار هستند. تماشاي موقعيت کميک «حيف نان» کمک زيادي به درک شرايط تاريخي دوره قاجار توسط تماشاگر مي کند. هر چه از قسمت هاي ابتدايي سريال مي گذريم روابطي که در زمان اکنون معنا مي يابند بر روابط دوران تجربي مي چربند و اين شايد نيازي باشد که مخاطب بر گروه سازنده تحميل کرده باشد. فقط اميدوارم کار به جايي نرسد که از دوران قاجار فقط لباسي در تن «مظفرخان» باقي بماند.

بداعت در کارگرداني و اجرا

يکي از دلايل شهرت مهران مديري به خاطر خط شکني هاي او در کارگرداني تلويزيوني است. او با تکيه بر «فاصله گذاري» منحصر به فردش توانست مخاطب را هم در بازي شريک کند. هنوز هم خيلي ها وقتي نام مديري را به زبان مي آورند به طور ناخودآگاه سعي مي کنند همچون او، به دوربين خيالي زل بزنند. اين نوع کار به امضاي مهران مديري تبديل شد. اما شکل جديدي از فاصله گذاري در «باغ مظفر» ديده مي شود که اين کار مديري را برجسته تر از کارهاي قبلي اش کرده است. مديري اول به عنوان راوي در تصوير تلويزيون ظاهر مي شود تا با اين نوع کلاسيک قصه گويي به ايجاد فضايي تاريخي کمک کند. اما حضور ناگهاني يکي از شخصيت هاي سريال در کنار راوي و حتي گفت وگويي که بين شخصيت ها و راوي انجام مي شود موقعيت طنز آميزي ايجاد مي کند. اما نکته يي که شايد چندان به چشم نيايد اما خودکار بديعي به نظر مي رسد، پخش پشت صحنه و برداشت هاي کنار گذاشته شده در انتهاي هر قسمت است. به نظر من اين صحنه ها تکميل کننده فاصله گذاري جديدي است که مديري در اين کارش ايجاد کرده است. اگرچه در سريال هاي قبلي مديري هم پشت صحنه ها در پايان هر قسمت پخش مي شد اما يقيناً چنين کارکردي نداشت. استفاده از اشکال مختلف فاصله گذاري در «باغ مظفر» اين تکنيک را به محور اجراي کار تبديل کرده است.

شخصيت پردازي

من يکي از مخالفان «شب هاي برره» بودم چرا که معتقدم طنز آن مجموعه بر مجعول ساختن کلام استوار بود. چيزي که در هر شرايطي، وقتي از تلويزيون ديده و شنيده شود خنده آور است و نشان دهنده هنر سازندگان نيست. خيلي ها از شخصيت روزنامه نگار سريال «شب هاي برره» به عنوان نقطه قوت سريال نام برده اند اما به چشم آمدن شخصيت کيومرث صرفاً به خاطر خصوصيات سلب شده از شخصيت هاي ديگر بود. در حالي که در «باغ مظفر» شخصيت ها داراي هويت هستند. هويتي که ريشه اجتماعي تاريخي عميقي دارد. «مظفرخان» از نوادگان خان هاي دوران قاجار بي خيال تغييرات سياسي، اجتماعي و فرهنگي همچنان مي خواهد خاني باقي بماند که بر رعيت حکمراني کند. تهران اگر نشد مظفر مي خواهد لااقل در خانه اش «خان» باقي بماند. کامران خان زاده يي است که در شرايط جديد زندگي حل شده و قواعد زندگي پس از قاجار را پذيرفته است. او نه تنها علاقه يي به سنت هاي خانوادگي ندارد که اين رسوم را مانعي بر سر زندگي خودش مي داند. «فروغ» به خوبي نقش تاريخي زنان را در خاندان قاجار نشان مي دهد. نمي دانم چرا نفوذ «فروغ» بر مظفر مرا به شدت به ياد نفوذ مادر ناصرالدين شاه بر او و سرنوشت اميرکبير مي اندازد. به طور کل شخصيت پردازي و تطبيق شان با خط سير داستاني يکي از نکات قوت سريال «باغ مظفر» به شمار مي رود. قطع ناگهاني پخش «شب هاي برره» پس از ماه محرم سال گذشته، کنجکاوي درباره کار جديد مهران مديري را بيشتر کرد. با توجه به اينکه در شب هاي زمستان، تلويزيون ميزبانان بيشتري دارد، قوت نسبي «باغ مظفر» کافي بود تا اين سريال به پربيننده ترين برنامه تلويزيون تبديل شود. از قضا مهران مديري و دوستانش قدر اين فرصت را دانسته اند و با کار کردن بر شخصيت هاي جذاب سريال يعني «منصور» و «حيف نان» توجه مخاطب را بيش از قبل جذب کرده اند. «باغ مظفر» هم نظر کساني را که پاي ثابت برنامه هاي خنده دار تلويزيون هستند جلب کرده و هم آن دسته از متفاوت انديش هايي (اگر نگوييم روشنفکر) را پاي تلويزيون کشانده است که دائماً تلويزيون را به خاطر کيفيت پايين آثارش زير سوال مي برند. (گيرم که ظاهراً به اين يکي هم بد و بيراه بگويند.) پس از پخش سريال «نرگس» و اعلام نظر مسوولان شبکه سوم درباره ادامه توليد سريال هايي مثل اين و عدم رضايت مخاطبان از بسياري از برنامه هاي نودشبي طنز، به نظر مي رسيد بايد قيد مهران مديري و دوستانش را زد. اما آنها آمده اند و به خوبي توانسته اند مردم را بخندانند. خنداندن مردم شايد يکي از شريف ترين کارهاست. مهران مديري و دوستانش حالا لابد خوب مي دانند که ديگر نيازي ندارند مثلاً تحصن نمايندگان مجلس ششم را مسخره کنند. محبوبيت به سختي به دست مي آيد و به آساني از دست مي رود. مهران مديري و دوستانش ما را مي خندانند. اين هنر کمي نيست. خدايا مديري و دوستانش را از ما نگير
 
منبع: اعتماد
|+| نوشته شده توسط سحر در Sat 30 Dec 2006 و ساعت 13:59 | 
مهران فرزند آخر خانواده مديري‌ها
سلام دوستای گلم

ممنون که نظر میدید.

این هم مطلبی در مورد مهران مدیری از مجله خانواده سبز

 

مهران فرزند آخر خانواده مديري‌ها


    
    
    
    مهران مديري كارگرداني كه اين شب‌ها با باغ مظفر مهمان خانه‌هاي مردم است يكي از كارگردان‌هاي موفق تلويزيون و كارهاي متفاوت و طنزهاي روتين او زبانزد خاص و عام است. نوآوري و ارائه كارهاي متفاوت او باعث شده تا بينندگان فراواني با اسم او پاي تلويزيون بنشينند.مهران مديري، بازيگر و كارگردان توانايي است كه در قلب ها تك تك ايرانيان راه پيدا كرده، چه او را از جعبه جادويي ببينيد،‌چه نبينيد... از او چه مي‌دانيد.


    • متولد دي‌ماه سال 1340، پدر و مادرش اراكي هستند اما او در تهران به دنيا آمد.
    • پدرش كارمند وزارت نيرو است و مهران آخرين فرزند يك خانواده شش نفره، او سه برادر بزرگ‌تر از خود دارد.
    • بزرگ‌ترين برادرش از پيانيست‌هاي قابل است و برادر دومش نقاش و گرافيست. در خانواده مديري هنر اهميت فراواني دارد.
    • از پنج سالگي با موسيقي آشنا شد و از 12 سالگي تنها به موسيقي كلاسيك گوش مي‌داد. او يكي از كامل‌ترين آرشيوهاي موسيقي كلاسيك را دارد.
    • در كودكي زياد شر و شور نبود اما بسيار كنجكاو بود، به طوري كه در غياب برادرش به اتاق او مي‌رفت و تمام كتاب‌هاي نقاشي‌اش را زير و رو مي‌كرد.
    • برادر نقاشش (حميد) در سوئد زندگي مي‌كند. هنر و ادب موجب شد تا مهران تاثير فراواني از او بگيرد.
    • اولين تئاتر زندگيش را در دبستان بازي كرد. او در اين تئاتر نقش لوطي را به خوبي ايفا كرد تا نشان بدهد كه هنر در خونش است.
    • همواره به دنبال تجربه و مطالعه بود به طوري كه آشنايي با كارهاي «سالواتور دالي» تاثير زيادي بر روي او گذاشت كه آثار آن هنوز هم در مهران مشهود است.
    • در شانزده سالگي جذب تئاتر شد و اولين كار حرفه‌اي‌اش را تمرين كرد اما اين كار هرگز بر سر صحنه نرفت اما موجب شد تا او بيشتر با تئاتر آشنا شود.
    • همه با حضورش در عرصه هنر موافق بودند. هنوز هم اعضاي خانواده‌اش بهترين كارشناسان و منتقدان كارهايش هستند.
    • با مدرك ديپلم علوم انساني سال 1361 به راديو رفت و در اين رسانه ملي به فعاليت پرداخت.
    • مدت شش، هفت سال گوينده و بازيگر يكي از مجموعه‌هاي پرطرفدار راديو به نام «داستان شب» بود.
    • همزمان با كار راديو از فعاليت‌هاي تئاتر غافل نمي‌شد و چند نمايش را به روي صحنه داشت، كار گويندگي باعث كامل شدن صداي او شد.
    • سال 1366 اولين تئاتر طنزش را بازي كرد. اين تئاتر كه «پانسيون» نام داشت در تئاتر مولوي روي صحنه رفت.
    • در اواخر 1371 در نمايشي در نياوران، نصرا... رادش، سليماني‌فرد و صيادي را كشف كرد كه بعدها در بسياري از كارها با او همكاري داشتند.
    • گروه مديري به سرعت به شهرت رسيد. در سال 1372 با داريوش كاردان اولين برنامه نوروزي خود را ساخت.
    • در سال 1373 طنز متفاوت «ساعت خوش» را ساخت كه با استقبال فراواني از سوي مردم روبه‌رو شد.
    • ساعت خوش يكي از بهترين و پربيننده‌ترين برنامه‌هاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد.
    • با وجود دامن زدن مطبوعات به حاشيه‌ها مديري هرگز اسير حواشي مطبوعات و شايعه‌هاي فراوان نشد و كارش را ادامه داد.
    • از ساعت خوش به بعد دور مطبوعات را خط كشيد و بسيار كم مصاحبه كرد. او هنوز هم از مطبوعات دلخور است.
    • فيلم ديدار ساخته محمدرضا هنرمند هم كه قبل از ساعت خوش با بازي مهران مديري ساخته شده بود پاسوز «ساعت خوش» شد و به موقع اكران نشد.
    • اوايل دهه 70 از راديو به تلويزيون رفت و در تلويزيون اولين كارهاي او «نشانه‌هاي نور» و «باغ گيلاس» بودند.
    • مردم كه تا آن زمان با صداي او آشنا بودند در باغ گيلاس با چهره‌اش نيز آشنا شدند. او در اين سريال تا حدودي به شهرت رسيد.
    • در سال 1371 وارد سينماي حرفه‌اي شد. در «ديگه چه خبر» دستيار طراح صحنه بود و عضو گروه كارگرداني تهمينه ميلاني.
    • با نوروز «77» دوباره به جعبه جادويي برگشت اولين تصويرش را مردم بعد از پنج سال نشناختند و موهايش كاملا سفيد شده بود.
    • با جنگ 77 توانست 85 درصد مردم ايران را پاي تلويزيون بنشاند. نبوغ او در عدم تكرار خود و نوآوري‌هاي پايان‌ناپذيرش است.
    • علت موفقيت او ارائه شيوه جديد مجري‌گري و بازيگري و حضور توامان نقش و واقعيت است، با يك دوربين غوغا كرد و به

شيوه تئاتري كار را بدون قطع مي‌گرفت.
    • اولين كسي است كه طرح برنامه‌هاي نود قسمتي و روتين را اجرا كرد. او اعتقاد دارد بايد با مردم صادق و روراست بود.
    • هنوز هم خيلي‌ها از سوژه‌ها و ايده‌هاي او كپي‌برداري مي‌كنند. مديري در موسيقي و خوانندگي هم دستي‌ بر آتش دارد. حتي كنسرت هم اجرا كرده و تيتراژ شب‌هاي برره و باغ مظفر را خودش خوانده است.
    • او اولين برنامه‌سازي است كه پشت صحنه كارهايش را به مردم نشان داد.
    • صداقت را بزرگ‌ترين صفت آدمي مي‌داند. او معتقد است چرا مردم نبايد حقايق، اشتباهات و تپق‌هاي ما را ببينند.
    • متاهل است و صاحب يك پسر و يك دختر است.
    • در كارش بسيار جدي است و براي كارش زمان مي‌گذارد به طوري كه در طول يك كار كمتر مي‌تواند به خانواده‌اش سر بزند و آنها را ببينند.
    • سال 1378 اولين كاست دكلمه او به بازار موسيقي آمد.
    • «از روي سادگي» اولين آلبوم پاپش بود كه در سال 1378 به بازار آمد و با استقبال طرفدارانش روبه‌رو شد.
    • آشنايي با حميد و مجيد آقاگليان زندگي حرفه‌اي او را عوض كرد و با پاورچين به خلق شاهكاري بدون تكرار رسيد.
    • با جايزه بزرگ در نوروز 1384 ثابت كرد توان مديريت هر كاري را دارد.
    • تنها بازيگر و سازنده تاريخ نمايش ايران است كه صرف نامش در اثري، مردم را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند. حضور در كنار او مبدل به رمز موفقيت خواهد شد.
    

منبع: خانواده سبز

|+| نوشته شده توسط سحر در Tue 26 Dec 2006 و ساعت 12:41 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar